نام پارسی تو
چشم هات
منشور بدیع انسانی اند
و تمامی رویاها
از چشم های تو
سنگین می شوند
ای لبخنده ات
ملاحت تمامی مذهب ها
بگذار دمی
درطره هات
چنگ تمنایی
بیاویزم
که شیطان
درابدیت آرام تو
تسلیم می شود
لجهه ات
چه غریبانه آشناست
ای قریب
قرن های دور
تو
هرمسلمان زاده ای را
به شیطنت
وامی داری
ای آخرین
حجه الوداع
اولین سلام من!
سلام!
که شرجی خوزستان چشم هات
دوزخ را
می سوزاند
ای بهشت یاد های من!
ای موقوف المعانی
متقارب
آخرین بیت شاهنامه
ایکاش
نام پارسی ات را
می دانستم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۰ ساعت 2 توسط رامین یوسفی
|


