درواز ه ی مسجدسلیمان بزرگ ترین نبردمیان سپاهیان مهدی(ع)وسفیانی

میان بختیارن اعتقادی ست که:حضرت به اتفاق یارانش که چهارده تن از آنان بختیاری های مومن می باشنداز اسپید کوه (سپید کوه- سفیدکوه)برآید وجهان را پراز عدل قرارخواهد داد.سپید کوه ازسوی مسجدسلیمان پشت کوه اسطوره ای تاراز که خود حکایتی جداگانه دارد ،قرار گرفته .کوهی که پس از ذوب شدن برف ها بدلیل جنس سنگ هایش درتابستان نیز سپید چون برف می نماید.فراز روستای ارته. برخی از روایات تنها از نبرد در دروازه ی استخر یاد می کنند وآن را به عنوان جنگی بزرگ بین نیرو های سفیانی وسپاهیان مهدی(ع)توصیف می کنند. و استخر شهری قدیمی  در جنوب ایران  در منطقه ی اهواز است که در صدر اسلام آباد بوده است و آ  ثار آن نزدیک شهر نفت خیز در "مسجدسلیمان"هنوز دیده می شودهنوز دیده می شود .نقل می کنند که شهر استخر را حضرت سلیمان پیامبر(ع) بنا نمودودرفصل زمستان درآنجا حکمرانی داشته است وگویا مسجدسلیمان مسجدی بوده است که حضرت سلیمان (ع)آنرا ساخته است.دو روایت وجود داردکه محل گرد آمدن نیرو های ایرانی منطقه"بیضا استخر"معین می کندیعنی منطقه سفیدرنگی در شهر استخرو به نظر می رسد که همان بلندیهای نزدیک مسجدسلیمان باشدکه به" کوه سفید "معروف است.همچنین دو یا سه روایت،خاطر نشان می سازد هنگامیکه امام مهدی (ع)از مدینه منوره به عراق عزیمت می فرمایندنخست در بیضا استخرفرود می آیدوایرانی ها با آن حضرت بیعت می نمایندوبه فرمانده ی امام مهدی(ع)درآنجا وارد کارزاری سخت با لشکریان سفیاتی شده واو را شکست می دهند."در پی این نبرد حضرت مهدی(ع)"با هفت کجاوه نورازنور وارد عراق می گردد که مردم نمی دانندکه وی درکدامیک ازآنهاست(عصرظهور/علی کورانی/صص150-151)"درنسخه خطی ابن حماد از علی (ع)روایت شده که فرمود:"وقتی سواران سفیانی به سوی کوفه رفتند،گروهی رادرجستجوی اهل خراسان می فرستدودراین حال اهل خراسان به طلب مهدی بیرون می آیندآنگاه هاشمی با درفش های سیاه درحالیکه شعیب بن صالح در پیشا پیش آنها حرکت می کند با امام مهدی ملاقات می کند وهمچنین آن حضرت در محل دروازه استخربا یاران سفیانی برخوردمی کنندوبین آنها نبردی بزرگ رخ می دهد.دراین هنگام درفش های سیاه آشکارمی شودوسفیانی پا به فرار می گذارند"در این بحبوحه مردم آرزوی دیدارمهدی(ع)راداشته و او رامی جویند"(نسخه خطی ابن حماد/ص86).   

مصاحبه ی رادیو ماهواره ای واینترنتی صدای آشنا با رامین یوسفی

لطفن از خودتان بگویید؟

رامین یوسفی هستم دبیر زبان وادبیات پارسی دبیرستان های استان های  خوزستان – بختیاری والبرز. ترانه های پارسوماش(گزینه شعر شاعران مسجدسلیمان)وترجمه سکوت (که مجموعه شعری ست از برخی از اشعارخودم)وچنداثردیگر دررابطه شعروگویش شناسی .با نشریات تخصصی ادبی از گذشته در رابطه با شعر ونقد شعر همکاری داشته و دارم.اکنون اولین ریشه یاب واژگان پارسی راکه درحال تکمیل نمودن آن هستم برای چاپ آماده نموده ام ویک اثر بوم شناسی دیگر. ریشه یاب مزدا با روشی علمی برای اولین بار واژگان پارسی را رمزگشایی می نماید وبه خواننده آموزش داده می شود که چگونه بتوانند متناسب با دایره ی واژگانی خودواژگان را رمز گشایی وریشه یابی (اتیمولوژی )  کند.

اولین سرودن ها؟سال 68سالی بود که برای تدریس به عشایربختیاری رفتم.اولین سروده ها ی کلاسیک خود را در جنگل زاران سوسن سرخاب سرودم که سیاه مشق هایی بیش نبودند.   

سبک وسیاق سرودن؟ :میتراییک.شعر میتراییک .شیوه ای سرودن  که مولفه ها ی آن توسط شاعر ارجمندسیروس رادمنش واینجانب وتنی چند از دوستانم مهندسی شد.بعدها توسط منتقد گرامی  کاظم کریمیان وسایر منتقدین کشور بررسی شد.بعضی به تایید وبرخی به تکذیب.

میتراییک نوعی سرایش در شعر معاصر است که خلأ شعر در دهه های پیشین را پرنموده است.سوای چند ابر شاعر به همراه ابر شعر هایشان وچندین شعر بگاه وبه جاه دیگراز شاعرانی که صاحب نام نبودندباید بگویم که با ورود افراد غیر موجه در عرصه ی شعر،گسستی میان شعر ومخاطب ایجاد شد که گاه آدمی حس می کند که این حرکت از تعمد بوده ؟!نه هنر برای هنر ونه هنر برای مردم؟!نوعی ناشی گری که باسرقت های ماهرانه در عرصه ی شعر کلاسیک وشعرنو.خاصه شعر های شاعران کشورهای دیگر که بعد از ترجمه شمامتوجه سرقت می شوید.اما دزد نگرفته پادشاه ست؟!این حرکت های جنبشی وکرنشی که گاه شاعر ی با پناه بردن به تصاویر وتفکر شاعری چون نیما وبهره گیری از اسم شاملو وفروغ وسهراب واخوان(به اسم موقعیت اسمی شاعر ونه شعراو) ،خویش را به مخاطب مهدکودکی شاعر معرفی می کردند.اما شعر میتراییک با حرمت به شعر وحافظه ی تاریخی خواننده به نیاز های مدنی او پاسخ داد.شعری مدنی وکاربردی که خواننده با خوانش آن همذات پنداری می نمود وخواننده را به تاثیر شعر درآینده فریب وحواله نمی داد  .شاعران حلقه میتراییک با درک تازه ای که از زمان وموقعیت داشتند به نوعی سرودن دست زدند که در آثارشان می توان به مولفه وآفرینه هایی چون:بهره گیری از تاریخ ،قرار دادن اسطوره ها در موقعیت اکنون وکاربردی کردن اسطوره ها در جهان معاصر،پردازش طنز(یوونالی- هوراسی)،توجه واستفاده از موضوعات اجتماعی در شعروچند مولفه ی دیگر که با توجه به کمبود وقت  به آنها نمی پردازم.

نمونه ای از اشعار؟من یک کار کلاسیک ویک کار میتراییکی می خوانم :دنیا چو گوی چوگان تو بود...(کلاسیک)،کتیبه:من سواد خواندن ونوشتم ندارم/ وخواندن تو چقدر دشوار است /بسان کتیبه های هخامنشی...(شعر میتراییکی).

علاقمندان می توانند با مراجعه به دانشبانک جویای گوگل (رادیوصدای آشنا)این گفتگو که امروز جمعه 15اردی بهشت 1391انجام پذیرفته است راپیگری نمایند.

 

روزواقعه

احساس می کنم

بلوط ها

با من برادرند

وتمامی درختان جنگل های شمالی!

کبک ها

برای من آواز می خوانند!

وشیهه ی اسبان

از برای آن است

تا روح برادرانم را

از رخوتی زمستانی

بیدار سازند!

به روز واقعه؛

همه چیز به همین سادگی

اتفاق می افتد:

درختان

سربازمی شوند

کبک ها

سرودهای کیهانی

سر می دهند

واسب ها

خویش را مزین  می  کنند

تا آخرین نواده ی انتظار را

در اردی بهشت

مرصع سازند

نه کسری از ثانیه کم و

نه صدمی بیش

به روز واقعه.

                                                          6/اردی بهشت/1391لاهیجان