برندگان نوبل ادبيات از آغاز تا امروز
-
-
جايزه نوبل ادبيات، معتبرترين و ارزشمندترين جايزه ادبي جهان به حساب ميآيد. اين جايزه همه ساله بسياري از نويسندگان، شاعران، مقالهنويسان، منتقدان و روزنامهنگاران را به هيجان ميآورد و گمانهزنيهاي بسياري را موجب ميشود.
صرف نظر از جهتگيريهاي آكادمي نوبل در رشته ادبيات، به خصوص طي سالهاي اخير، همواره عدهاي در طول 108 سال اخير زبان به تحسين انتخابهاي آكادمي گشودهاند و عدهاي ديگر نيز به انتقاد از نوبل پرداختهاند.
كساني كه موافق انتخابهاي نوبل هستند، استدلال ميكنند كه اين انتخاب، براساس نظر بسياري از ناشران، نويسندگان و منتقدان معرفي ميشود. مخالفان هم خرده ميگيرند كه چرا اولا نامزدهاي دريافت جايزه در هر سال اعلام نميشود و درثاني بسياري از بزرگان ادبيات در زمان حياتشان نوبل نگرفتند كه اعطاي جايزه نوبل به آنها ميتوانست سطح اين جايزه را فراتر از آنچه كه امروز هست، ببرد. ضمن آنكه شائبه سياسي بودن اين جايزه نيز طي سالهاي اخير قوت گرفته است.
اين دسته ميگويند كه اگر هم نوبل اكنون اعتباري دارد به واسطه اهداي جايزه به بزرگاني چون آلبر كامو، ژان پل سارتر، رومن رولان، ويليام فاكنر، ارنست همينگوي، جان اشتاينبك، گابريل گارسيا ماركز، توماس مان، هرمان هسه، روژه مارتين دوگار، ويليام گولدينگ و ساموئل بكت است.
از جمله معروفترين چهرههاي ادبي كه موفق به دريافت جايزه ادبي نوبل نشدند، از جيمز جويس، مارسل پروست، نيكوس كازانتزاكيس، آنتوان چخوف، لئو تولستوي، جورج اورول، جي.دي.سلينجر، فرانتس كافكا، ويرجينيا وولف و آلنربگريه ميتوان نام برد.
اين جايزه يكي از چند جايزهاي است كه بنا بر وصيت «آلفرد برنهارد نوبل» (1833-1899) شيميدان سوئدي، بهوجود آمد. نوبل كه با اختراع ديناميت و باروت بدون دود (نيتروگليسيرين) ثروت سرشاري عايدش شده بود، وقتي مشاهده كرد كه از اختراع او، برخلاف انتظارش، براي افزايش قدرت سلاحهاي جنگي و آدمكشي استفاده ميشود، سخت متاثر و نگران شد و تمام سرمايه و دارايي خود را وقف پاداش به برگزيدگان علم و ادب و صلح جهان كرد.
بنابر وصيتنامه نوبل، از درآمد سرمايه نه ميليون دلاري او، پنج جايزه در رشتههاي فيزيك، شيمي، پزشكي، ادبيات و صلح بهوجود آمد تا هر سال به مردان و زناني، صرفنظر از مليت آنها اعطاء شود كه خدمات ارزندهاي به «نفع بشريت» انجام داده باشند. اين جوايز نخستين بار در سال 1901 به برگزيدگان اعطاء شد. در 1969 هم جايزهاي براي علوم اقتصادي شكل گرفت.
جايزه نوبل ادبيات به شخصي تعلق ميگيرد كه در زمينه ادبيات، برجستهترين اثر- با ماهيت معنوي- را آفريده باشد. اين جايزه شامل مدال طلا، ديپلم و مبلغي پول است كه مبلغ آن از 42 هزار دلار در 1953 به يك ميليون و 400 هزار دلار در 1993 افزايش يافته است.
جايزه در دسامبر هر سال، همزمان با سالگرد مرگ «نوبل» توسط آكادمي سوئد در استكهلم، با حضور پادشاه سوئد، اعطا ميشود. معمولا هم جايزه به مجموع آثار چاپي نويسنده تعلق ميگيرد، نه به يك اثر خاص. گاهي هم جايزه به دو يا سه نويسنده بهطور مشترك داده ميشود. در بعضي از سالها هم ممكن است جايزه بدون برنده يا معوق بماند. كما اينكه در سالهاي جنگ جهاني دوم، در فاصله سالهاي 1940 تا 1943، جايزه به كسي داده نشد.
فردا قرار است برنده جايزه نوبل ادبيات در سال 2008 از سوي آكادمي نوبل در سوئد معرفي شود.
اسامي برندگان نوبل ادبي از آغاز تا سال 2007 ميلادي
1901 ؛ رنه فرانسواسولي پرو دوم (1839 -1907 ، فرانسوي) به خاطر اشعارش
1902 ؛ تئودور مونرن (1817-1903 ،آلماني) به خاطر آثار تاريخيش.
1903؛ بيورنستيرنه بيورنسن (1832-1910 ، نروژي) به خاطر رمانها، اشعار و نمايشنامههايش
1904؛ فردريك ميسترال (1830 -1914، فرانسوي) به خاطر اشعارش، و خوزه ايچگارياي ايساگوئري (1832 -1910، اسپانيايي) به خاطر نمايشنامههايش .
1905؛ هنريك سينكيويچ (1846-1916 ، لهستاني) به خاطر رمانهايش
1906؛ جوزوپه كاردوچي (1835-1907،ايتاليايي) به خاطر اشعارش
1907؛ راديرد كيپلينگ (1865 -1936، انگليسي) به خاطر داستانها، رمانها و اشعارش
1908؛ رودولف كريستف اويكن (1846،1926،آلماني) به خاطر داستانهاي فلسفيش
1909؛ سلمالا گرلوف (1858،1940، سوئدي) به خاطر رمانها و اشعارش
1910؛ پل فن لودويگ هيزه (1830-1914 ،آلماني) به خاطر اشعار، رمانها و نمايشنامههايش
1911؛ موريس مترلينگ (1862-1949، بلژيكي) به خاطر نمايشنامههايش
1912؛ گرهارت هاوپتمان (1862-1946،آلماني) به خاطر نمايشنامههايش
1913؛ سررابيندرانات تاگور (1861-1941،هندي) به خاطر اشعارش.
1914؛ جايزه داده نشد
1915؛ رومن رولان (1866-1944،فرانسوي) به خاطر رمانهايش
1916؛ ورنرفن هايدنستام (1859-1940،سوئدي) به خاطر اشعارش
1917؛ كارل گلروپ (1857-1943،دانماركي) به خاطر رمانها و داستانهاي كوتاهش
1918؛ جايزه داده نشد
1919؛ كارل فردريك شپيتلر(1845-1924،سويسي)به خاطر حماسهها ، داستانهاي كوتاه و مقالاتش
1920؛ كنوت هامسون(1859-1952،نروژي) به خاطر رمانهايش
1921؛ آناتول فرانس(1844- 1924،فرانسوي) به خاطر رمانها، داستانهاي كوتاه و مقالاتش
1922؛ خاثينتو بناونتهاي مارتينز(1866-1954،اسپانيايي)به خاطر نمايشنامههايش
1923؛ ويليام باتلرييتس (1865-1939،ايرلندي ) به خاطر اشعارش
1924؛ ولاديسلاو ستانيسلاو رايمونت (1867-1925، لهستاني ) به خاطر رمانهايش
1925؛ جورج برنارد شاو (1856-1950 ، انگليسي) به خاطر نمايشنامههايش
1926؛ گراتسيا دلدا (1875-1936،ايتاليايي) به خاطر رمانهايش
1927؛ هانري برگسون (1859-1941،فرانسوي) به خاطر آثار فلسفياش
1928؛ سيگريد اوندست (1882-1949،نروژي) به خاطر رمانهايش
1929؛ توماس مان (1875-1955،آلماني) به خاطر رمانهايش
1930؛ سينكلر لويس (1885-1951،آمريكايي) به خاطر رمانهايش
1931؛ ايك آكسل كارلفت (1864-1931،سوئدي) به خاطر اشعار غنائيش
1932؛ جان گالزورثي (1867-1933،انگليسي) به خاطر رمانها، نمايشنامهها و داستانهاي كوتاهش
1933؛ ايوان الكسيويچ بونين (1870-1953،روسي) به خاطر رمانها، داستانهاي كوتاه و اشعارش
1934؛ لوئيچي پيراندلو (1867-1936، ايتاليايي) به خاطر نمايشنامههايش
1935؛ جايزه داده نشد
1936؛ يوجين گلادستون اونيل (1888-1953،آمريكايي) به خاطر نمايشنامههايش
1937؛ روژه مارتن دوگار (1881-1957،فرانسوي) به خاطر رمانهايش
1938؛ پرل س.باك (1892-1973،آمريكايي ) به خاطر رمانهايش
1939؛ فرانس اميل سيلانپا(1888-1964، فنلاندي) به خاطر رمانهايش
1940؛ جايزه داده نشد
1941؛ جايزه داده نشد
1942؛ جايزه داده نشد
1943؛ جايزه داده نشد
1944؛ يوهانس ويلهلم ينسن (1873-1950،دانماركي) به خاطر اشعار و رمانهايش
1945؛ گابريلا ميسترال (1899-1957، شيليايي) به خاطر اشعارش
1946؛ هرمان هسه(1877-1962،آلماني) به خاطر اشعار و مقالاتش
1947؛ آندره ژيد (1869-1951،فرانسوي) به خاطر رمانهايش
1948؛ توماس استرنزاليوت (1888-1965،انگليسي) به خاطر اشعار، مقالات و نمايشنامههايش
1949؛ ويليام فاكنر (1897-1962،آمريكايي) به خاطر رمانهايش
1950؛ برتراند راسل (1872-1970،انگليسي) به خاطر آثار فلسفيش
1951؛ پرفابيان لاگركويست (1891-1974،سوئدي) به خاطر رمانهايش، مخصوصا باراباس
1952؛ فرانسوا مورياك (1855-1970،فرانسوي) به خاطر رمانها، مقالات واشعارش
1953؛ سروينستن چرچيل (1874-1965،انگليسي) به خاطر مقالات و آثار تاريخيش
1954؛ارنست همينگوي(1899-1961،آمريكايي)به خاطر رمانها و داستانهاي كوتاهش
1955؛ هارولد لاكسنس (1902،سوئدي) به خاطر رمانهايش
1956؛ خوان رامون خيمهنز (1881-1951،اسپانيايي) به خاطر اشعارش
1957؛ آلبركامو (1913-1960،فرانسوي) به خاطر رمانهايش
1958؛ بوريس پاسترناك (1890-1960،روسي) به خاطر رمانهايش، مخصوصا «دكتر ژيواگو»، او جايزه را نپذيرفت
1959؛ سالواتور كواسيمودو (1901-1968،ايتاليايي) به خاطر اشعار غنائيش
1960؛ سن ژان پرس (1887-،فرانسوي) به خاطر اشعارش
1961؛ ايوو آندريچ (1892-1975،يوگسلاويائي) به خاطر رمانهايش
1962؛ جان اشتاينبك (1902-1968،آمريكايي) به خاطر رمانهايش
1963؛ گئورگ سفريس (1900-1971،يوناني) به خاطر اشعار غنائيش
1964؛ ژان پل سارتر (1905-1980،فرانسوي) به خاطر آثار فلسفي و رمانهايش. جايزه را نپذيرفت
1965؛ ميخائيل شولوخوف (1905-1984،روسي) به خاطر رمانهايش
1966؛ شميويل يوزف آگنان (1888-1970،اسرائيلي) به خاطر داستانهايش درباره يهوديان اروپاي شرقي؛ ونلي زاكس (1891-1970،آلماني- سوئدي) به خاطر اشعار و نمايشنامههايش درباره يهوديان
1967؛ ميگل آنخل آستورياس (1899-1974،گواتمالايي) به خاطر آثارش درباره شخصيت و سنتهاي مردم كشورش
1968؛ ياسوناري كاواباتا (1899-19972،ژاپني) به خاطر رمانهايش
1969؛ سميوئل بكت (1906-1990،ايرلندي) به خاطر رمانها و نمايشنامههايش
1970؛ آلكساندر سولژنيتسين (1918- روسي) به خاطر رمانهايش
1971؛ پابلو نرودا (1904-1973،شيليايي) به خاطر اشعارش
1972؛ هاينريش بل (1917-1985،آلماني) به خاطر رمانها، داستانهاي كوتاه و نمايشنامههايش
1973؛ پاتريك وايت (1912-،استراليايي) به خاطر رمانهايش
1974؛ ايونيد يونسن (1900-1976،سويسي) به خاطر رمانها و داستانهاي كوتاهش؛ و هانري ادموند مارتينس (1904-1978،سويسي) به خاطر مجموعه آثارش
1975؛ يوجينيو مونتاله (1896-1981،ايتاليايي) به خاطر اشعارش
1976؛ سائول بلو (1915-، آمريكايي) به خاطر رمانهايش
1977؛ ويسنته آلكسياندر (1898-1984،اسپانيايي) به خاطر اشعارش
1978؛ ايساك بشويس سينگر ((1904-،متولد لهستان) به خاطر رمانها و داستانهاي كوتاهش
1979؛ اوديسئوس ايليتيس (1912-1996،يوناني) به خاطر اشعارش
1980؛ چسلاو ميلوش (1911-،لهستاني) به خاطر اشعارش
1981؛ الياس كانتي (1905-متولد بلغارستان) به خاطر آثار داستاني و غير داستانياش
1982؛ گابريل گارسيا ماركز (1928-،كلمبيايي) به خاطر رمانها و داستانهاي كوتاهش
1983؛ ويليام گلدينگ (1911-، انگليسي) به خاطر رمانهايش
1984؛ ياروسلاو سيفرت (1910-،چكسلواكي) به خاطر اشعارش
1985؛ كلود سيمون (1913-،فرانسوي) به خاطر اشعارش
1986؛ ول سوينكا (1934-، نيجريهاي) به خاطر اشعار، نمايشنامهها و رمانهايش
1987؛ ژوزف برودسكي (1940-،روسي) به خاطر اشعارش
1988؛ نجيب محفوظ (1912-،مصري) به خاطر رمانها و داستانهاي كوتاهش
1989؛ كاميلو خوزه سلا (1916- ،اسپانيايي) به خاطر رمانهايش
1990؛ اوكتاويو پاز (1914-،مكزيكي) به خاطر اشعارش
1991؛ نيدين گوردمير (1923-،اهل آفريقاي جنوبي) به خاطر مجموعه آثارش
1992؛ درك والكات (-،اهل جزاير هند غربي) به خاطر آثار ادبي شعر گونهاش
1993؛ توني ماريسن (1931-،سياه پوست آمريكايي) به خاطر مجموعه آثارش
1994؛ كنزا بورواوئه (1935-،ژاپني) به خاطر رمانهايش
1995؛ شيموس هيني (1939-،ايرلندي) به خاطر بيان مصائل ملت ايرلند در اشعارش
1996؛ ويسلاو شيمبورسكا (1923-لهستاني) به خاطر اشعارش
1977؛ داريو فو (1926 ـ ايتاليائي) به خاطر نمايشنامههايش
1998؛ ژوزه ساراماگو (1922 ـ پرتغالي) به خاطر رمانهايش به خصوص كوري
1999؛ گونتر گراس ( 1927 ـ آلماني ) به خاطر رمانهايش
2000؛ گائو شينجيان چين ( 1940 ـ چيني) به خاطر رمانهايش
2001؛ و. س. نايپول ( 1932 ـ ترينيدا و توباگو)
2002 ؛ ايمره كرتس ( 1929 ـ مجارستاني) به خاطر رمانهايش
2003 ؛ جان ماكسول كوئتزي (1944 ـ آفريقاي جنوبي )
2004؛ آلفرده يلينك ( 1946 ـ اتريشي ) به خاطر رمانهايش
2005 ؛ هارولد پينتر (1930 ـ انگليسي ) به خاطر نمايشنامههايش
2006؛ اورهان پاموك ( 1952 ـ ترك ) به خاطر رمانهايش.
2007؛ دوريس لسينگ (1919 - انگليسي، متولد كرمانشاه) بهخاطر داستانهايش
منبع: خبرگزاری فارس -
گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست...
لطفا با نظرات خود به غنی تر شدن مطالب سایت کمک کنید. با تشکر -
-
پاسخ با نقل قول --> -
-
-
10-10-2008 10:07 PM #2
- Jun 2008
- موقعیت
- Iran
- ارسالها
- 590
-
نوبل ادبيات 2008 در دستان «لوكلزيو» فرانسوي
طبق اعلام آكادمي سوئدي نوبل، «ژان ماري گوستاو لوكلزيو» نويسنده فرانسوي رمان «بيابان» برنده نوبل ادبيات سال 2008 شد.
به نقل از پايگاه اينترنتي آكادمي نوبل، «ژان ماري گوستاو لوكلزيو» (Jean-Marie Gustave Le Clézio)نويسنده شصت و هشت ساله فرانسوي رمان «بيابان» برنده جايزه ده ميليون كروني نوبل ادبيات سال 2008 شد.
بنا بر اين گزارش، «هوراس اينگدال» دبير دائمي هيئت داوران بخش نوبل با اعلام اين خبر «لوكلزيو» را «نويسندهي سبكهاي جديد، ماجراجوييهاي شاعرانه و كاشف بشريت ورا و مارواي تمدن حكمفرا» توصيف كرد.
«لوكلزيو» در حالي خبر برنده شدنش را نوبل ادبيات 2008 شنيد كه مشغول خواندن رماني نوشته «استيگ داگرمن» نويسنده سوئدي بود.
«لوكلزيو» از نويسندگاني بود كه هفتههاي گذشته ناماش در بيشتر گمانهزنيهاي منتقدان ادبي شنيده ميشد.
انتخاب «لوكلزيو» بهعنوان برنده نوبل ادبيات سال 2008 از اين جهت موجب شگفتي منتقدان ادبي جهان شده است كه به تصور غالب آنها آكادمي نوبل به نويسندگاني جايزه ميدهد كه سياسي كار باشند، در حالي كه «لوكلزيو» پيشينه سياسي ندارد.
منتقدان و روزنامهنگاران سوئدي نيز در هفته گذشته «لوكلزيو» را از شانس بيشتري نسبت به ديگر نويسندگان جهان براي دريافت اين جايزه برخوردار ميدانستند.
«لوكلزيو» پس از اعلام رسمي برنده نهايي نوبل ادبيات به كنفرانسي مطبوعاتي در محل ساختمان انتشارات «گاليمار» فرانسه دعوت شد و بههمين مناسبت راس ساعت سه و نيم عصر به وقت پاريس در اين كنفرانس مطبوعاتي شركت كرد.
اين كنفرانس در حالي برگزار شد كه روزنامهنگاران و خبرنگاران رسانههاي مختلف جهان روبروي ساختمان انتشارات از ساعتها قبل ازدحام كرده بودند.
«لوكلزيو» در اولين واكنشها خود به اين خبر در كنفرانس مطبوعاتي انتشارات «گاليمار» گفت: «من بسيار تحت تاثير قرار گرفتهام و فوقالعاده شگفتزده شدهام. اين جايزه افتخار بزرگي براي من است.»
وي در ادامه و در پاسخ به اين سئوال كه چه احساسي دارد گفت: «باورم نميشود، كمي احساس ترس، كمي خوشحالي و كمي نشاط دارم.»
لوكلزيو همچنين در پاسخ به اين سئوال كه با ده ميليون كرون (تقريبا يك ميليون يورو) جايزه نقدي خود چه كار خواهد كرد، گفت: «كلي قرض دارم كه بايد اول از همه آنها را تسويه كنم.»
لوكلزيو 13 آوريل سال 1940 در نيس فرانسه بدنيا آمده و تا به امروز بيش از چهل كتاب نوشته است. پدرش جراحي انگليسي بود و مادرش از نسلي از انگليسيها بود كه در قرن هجدهم به «ايل موريس» مهاجرت كردند.
لوكلزيو در هشت سالگي به همراه خانواده به كشور «نيجريه» رفت. پدرش در اين كشور پزشك جنگ جهاني دوم بود. لوكلزيو از كودكي به همراه زبان مادرياش فرانسوي، انگليسي را نيز فراگرفت. وي پس از اتمام تحصيلات متوسطه به دانشگاه «بريستول» رفت و در اين دانشگاه زبان و ادبيات انگليسي خواند و در «موسسه آموزش ادبيات» شهر نيس فرانسه تحصيلاتش را در مقطع كارشناسي به پايان رساند.
لوكلزيو سپس در دانشگاه «اكسآنپروانس» فرانسه كارشناسي ارشد گرفت. وي خدمت سربازي خود رادر كشور «تايلند» گذراند اما بخاطر انتقادهاي شديدش از وضعيت اجتماعي اين كشور به مكزيك فرستاده شد.
وي سالهاي بعدي زندگي خود را در پاناما بود و سپس به ادامه تحصيل روي آورد و موضوع پروژه دكتراي خود را «بررسي تاريخ معاصر كشور مكزيك» انتخاب و آن را در دانشگاه «پرپينيان» ارائه كرد. لوكلزيو پس از فارغالتحصيلي در دانشگاههاي بانگوك، مكزيكو سيتي، بوستون و آلبوكرك آمريكا درس داد.
هر چند «لوكلزيو» نويسندگي را از سن هفت، هشت سالگي شروع كرده بود اما اولين رمانش را به نام «صورت جلسه» منتشر كرد كه برنده جايزه «رنودو» فرانسه شد.
رمان «بيابان» يكي از مهمترين آثار ادبي اين نويسنده فرانسوي به حساب ميآيد. آكادمي نوبل رمان «بيابان» را «تصوير شگفتانگيز فرهنگ گمشده بيابان آفريقاي شمال» توصيف كرد. لوكلزيو بهجز نويسندگي به مقالهنويسي، داستان كوتاهنويسي و ترجمه متون ادبي نيز علاقهمند بوده و هست و كتابهاي زيادي نيز در اين حوزهها منتشر كرده است.
لوكلزيو ابتدا تحت تاثير نويسندگان همعصرش همچون ژرژ پرك و ميشل بوتور بوده و از انديشههاي ميشل فوكو و ژيل دولوز هم تاثير گرفته است. با اين حال، در انتهاي ساليان هفتاد سبك ادبياش را تغيير داد و به داستانهايي با روايت ساده روي آورد.
ژان ماري گوستاو لوكلزيو در سال 1994بهعنوان بزرگترين نويسنده زنده فرانسه معرفي شد. «انقلابها»، «قرنطينه»، «كاشف طلا»، «جنگ» و «بيابان» از مهمترين آثار اين نويسنده پرآوازه فرانسوي هستند.
«بالاسينه» از جديدترين آثار لوكلزيو است كه وارد بازار كتاب فرانسه و سپس جهان شد. آكادمي نوبل همچنين اين كتاب را «مقالهاي عميقا شخصي درباره تاريخ هنر فيلمسازي» توصيف كرد و لوكلزيو را بهخاطر نوشتن آن ستود. اين كتاب گذري است بر تاريخ سينما از موقع بهوجود آمدناش تا به امروز. به گفته ماهنامه ادبي «مگزين ليتهرر» اين كتاب كه جنبههاي خيالي هم دارد، در آناليز تاريخ سينما موفق عمل كرده است.
مجموعه داستان «موندو و داستانهاي ديگر» و رمان «بيابان» با ترجمه «آزيتا همپارتيان» از موفقترين آثار گوستاو لوكلزيو به حساب ميآيد كه به فارسي نيز ترجمه شده است.
منبع: خبرگزاری فارس -
گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست...
لطفا با نظرات خود به غنی تر شدن مطالب سایت کمک کنید. با تشکر -
-
پاسخ با نقل قول --> -
-
09-04-2009 12:23 PM #3
- Jun 2008
- موقعیت
- Iran
- ارسالها
- 590
-
«هرتا مولر» دوازدهمین زن برندهی جایزهی نوبل ادبیات
«هرتا مولر» نویسنده، شاعر و مقالهنویس متولد رومانی كه مقیم آلمان است، بهعنوان دوازدهمین زن برندهی جایزهی نوبل ادبیات معرفی شد.
به گزارش ایسنا ، آكادمی نوبل درحالی از «هرتا مولر» بهعنوان برندهی سال ٢٠٠٩ جایزهی نوبل ادبیات نام برد كه بسیاری از «آموس اوز» نویسندهی اسرائیلی بهعنوان شانس نخست دریافت این جایزه یاد میكردند.
«هرتا مولر» متولد ١٧ اوت ١٩٥٣ در شهر «نیچیدور» در خانوادهای كشاورز است و اگرچه در رومانی متولد شده، اما مقیم آلمان است. وی شاعر، مقالهنویس و نویسندهای است كه بهجهت به تصویر كشیدن شرایط سخت زندگی مردم رومانی در دوران حكومت «نیکولای چائوشسکو» در كتابهایش به شهرت رسید.
وی در دانشگاه «تیمی شوارا» در رشتهی ادبیات رومانی و آلمانی تحصیل كرد و در سال ١٩٧٦ بهعنوان مترجم برای یك شركت مهندسی مشغول بهكار شد. اما سه سال بعد بهجهت خودداری از همكاری با پلیس مخفی دولت كمونیستی رومانی، از كار بركنار شد.
«مولر» كه پس از آن از طریق تدریس خصوصی زبان آلمانی و معلمی در مهدكودك امرار معاش میكرد، اولین كتاباش را در سال ١٩٨٢ به زبان آلمانی در رومانی منتشر كرد كه همچون بیشتر كتابهای آن دوران، با حذف بیشتر قسمتهایش به چاپ رسید.
وی در سال ١٩٨٧ بههمراه همسرش به آلمان سفر كرد و طی سالهای اخیر در بسیاری از دانشگاههای آلمان و جهان سخنرانی كرده است. مولر كه هماكنون ساكن شهر برلین است، در سال ١٩٩٥ به عضویت آكادمی شعر و نویسندگی آلمان درآمد.
«مولر» كه امروز دوازدهمین زن برندهی جایزهی نوبل ادبیات نام گرفت، پیشتر جوایز ادبی متعددی چون جایزهی فرانس «كافكا» در سال ١٩٩٩، جایزهی ادبیات برلین در سال ٢٠٠٥ و جایزهی بینالمللی ایمپك دوبلین در سال ١٩٩٨ را كسب كرده بود.
«دوریس لسینگ» انگلیسی آخرین نویسندهی زنی بود كه در سال ٢٠٠٧ موفق به كسب نوبل ادبیات شد و «سلما لاگرلوف» سوئدی اولین زنی بود كه در سال ١٩٠٩ موفق به كسب نوبل ادبیات شد.
دیگر نویسندگان و شاعران زن برندهی نوبل ادبیات عبارتاند از: گراتزیا دلدا (ایتالیا/١٩٢٦)، زیگرید اوندست (نروژ/١٩٢٨)، پرل باك (آمریكا/١٩٣٨)، گابریلا میسترال (شیلی/١٩٤٥)، نلی ساچز (سوئد/١٩٦٦)، نادین گوردیمر (آفریقای جنوبی/١٩٩١)، تونی موریسون (آمریكا/١٩٩٣)، ویسلاوا شیمبورسكا (لهستان/١٩٩٦) و الفریده جلینك (اتریش/٢٠٠٤).
از هرتا مولر رمان «سرزمين گوجههاي سبز» با ترجمه غلامحسين ميرزاصالح به فارسي ترجمه شده است.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 12 توسط رامین یوسفی
|


