دوشعر از:ضياء الدين ترابي
"ازقبيله ي ابراهيم"(شعر1)
باري جنوب جانب قبيله ست
گفتم جنوب
يعني جنوب شهر
و- دشمن
از قبله
-از قبيله ي من مي ترسد
مانند ابرهه
ازكعبه
-ازقبيله ي ابراهيم
وقبله سمت جنوب است
مثل جنوب شهر
شهري كه ايستاده
-درآتش
و- تا
پيروزي نهايي
خواهد ايستاد
مانند كعبه كه مي داند
پيروزي از قبيله ي قبله ست.
"قبيله"(شعر2)
تارستم ازقبيله ي من مي رويَد
افراسياب بايد
دل خوش كند
به حيله ي پيران.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۱ ساعت 11 توسط رامین یوسفی
|