چهارشعراز :جمیله جلیل زاده
دو شعر از کتاب:رخت های دلتنگی/جمیله جلیل زاده
تا صمیمیت
بر ویرانه ی دست هایش
پرنده ای ست
که دانه های مهر را
تا صمیمیت ابرها
پرواز می دهد. مرداد71
باید بشناسیم
باید خورشیدی را که ترسیم کرده ای
بشناسم
وتمامی ستارگان گم شده ی دلت را.
مادر می گوید:
همین روزهاست
که تق کفش هایت در آید!
و تو نفهمی! مهر77
دوشعر از کتاب :پیشانی ام پر شده از گنجشک:(سکوت- ازتو)
سکوت
مدادهایم روی میز
سفیدی قایق های کاغذی
وچشم هایم که تیتر می خوانند
کتاب ها پچ پچ می کنند توی قفس های آهنی
وسکوت در کتاب خانه راه می رود.
از تو
نه خیابان من بودی
نه چتر روزهایم
می نشینم کنار یاد ها که سایه ی دیوار ند
می نویسم از تو وخیابان هایی
که با تو رفته اند.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱ ساعت 3 توسط رامین یوسفی
|