با نگاهی گذار به نشریات و مجلات ادبی دهه های شصت تا هفتادخواننده متوجه نوعی واپسگرایی شکسته در اشعار می شود.اگر در گذشته گل وبلبل ...درافق دید خواننده بود این بار با شکست افق همان متون به عمود کشیده می شدند همراه با سفارشات نقدی.شعر میتراییک که آمد به خود ژن مدرنیسم را در شعر فارسی به همراه آوردو شاعران میتراییکی توانستندبا سرودن اشعارشان نوعی فراگیری را به مخاطب وشاعر آموزش دهد.با باز شدن پنجره های مجازی  وسایر دانشبانک ها دست دهه ی چهل ای ها هم روشد.برداشت های مستقیم وسرقت های بی رحمانه وناشیانه از اشعار آرتور رمبو-مالرمه-آپولینر،پل واله ری،روبردسنوس،لویی آراگون...که گاه رد قلم آنان را می توان تا دهه های پنجاه جست وجو کرد.ما در میتراییک توانستیم فضا را به نفع شعر تغییر دهیم و کفه ی ترازو را چنان سنگین نماییم که شاهین ترازو نیز چاره ای به اوج شعر نداشت.بهره گیری از ظرفیت های شعری وشعوری وحرمت به مخاطب تا امروز رویه ای بوده که شاعران میتراییک توانستند قاعده ی بازی را برهم زنند.گریزش از شعر و شعرک های سفارشی وزبان بازی های جلف و مزخرف که می رفت تا شعر را به ابتذال بکشاند مدرن بازی روستاوارانه ومیمون بازی پست مدرنیستی همه وهمه در برابر شعر وزین میتراییک رنگ باخته به حاشیه کشیده شد.البته هنوز راه باز وجاده دراز است وهستند گستاخانی که با خطوط خویش مخاطب و خود را می آزارند اما باید ایستاد و تما شا نمود که عرصه تماشایی ست.میتراییک تنها ناجی شعر پارسی ست که هم به شعر وهم به خواننده احترام می گذارد ومنحصر به نفراتی چند نمی باشد.تمامی شاعران پارسی گوکه مولفه ها وآفرینه های میتراییکی در اشعارشان موج می زند یک شاعر میترایسمی می باشد.